مجید کمالی نژاد
کشکول
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/٢٩ توسط مجید کمالی نژاد | نظرات ()

یک تحقیق علمی

چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا 

خیلی ها که قدرت بدست می آورند

به زودی یا به مرور فاسد میشوند؟

 

آیا یک شخص عادی و معقول ممکن است به یک مستبد سرکوبگر بدل شود؟

بر اساس پژوهش‌های روانشناسان شاید یک شبه این گونه نشود، اما قدرت بر روان انسان تاثیر می‌گذارد.

مشهورترین مثال در این مورد "تجربه زندان استانفورد" در سال 1971 است که در آن پژوهشگران در دانشگاه استانفورد در یک زندان ساختگی دانشجویان را به طور اتفاقی به دو گروه "زندانی" و "زندانبان" تقسیم کردند. زندانبانان آنقدر آزارگر و زندانیان آنقدر منفعل شدند که در کمتر از یک هفته پژوهشگران مجبور شدند تجربه را متوقف کنند.

به جز این موارد افراطی، گونه‌های معمولی‌تر قدرت نیز می‌تواند بر رفتار انسان اثر بگذارد.

یک بررسی در سال 2010 که در جورنال Psychological Science منتشر شد، نشان داد که افرادی که طوری توجیه شده‌اند که خودشان را افرادی با وضع خوب و خوش‌اقبال فرض کنند نسبت به افرادی که به آنها القا شده است وضع‌شان بد است، در تشخیص عواطف دیگران بدتر عمل می‌کنند.

سرپرست این پژوهش داشر کلتنر از دانشگاه کالیفرنیا- برکلی می‌گوید دلیل این نتایج شاید این باشد که افرادی که قدرت چندانی ندارند نیاز به متحد شدن با یکدیگر برای موفق شدن دارند. اما در مقابل افرادی که بر سر قدرت هستند، می‌‌توانند هر کاری را که دوست دارند، انجام دهند.

هنگامی که قدرت به دست می‌آورید، به گفته کلتنر "دیگر واقعا توجه دقیق به محیط اجتماعی را متوقف می‌کنید. دیگر عواطف افراد دیگر را به خوبی تشخیص نمی‌دهید. دیگر درک درستی از شرایط مهم اجتماعی مانند فقر ندارید."


و به گفته کلتنر، قدرت در راس همه چیزها "تنها شما را بیشتر تابع امیال‌تان‌ و خودمدارتر می‌کند و نحوه رفتار شما را نامناسب‌تر."

قدرت همچنین ممکن است به انزوای شما از دیگران بینجامد.

یک بررسی در سال 2006 که در جورنال Psychological Science منتشر شد، از روشی غیرمعمول برای نشان دادن این پدیده استفاده کرد: پژوهشگران از مشارکت‌کنندگان در آزمایش خواستند که یک حرف " E" روی پیشانی‌شان بکشند. اما پیش از این کار به این افراد طوری القا شده بود که خودشان را قدرتمندتر یا کم‌قدرت‌تر تصور کنند. گروهی که فکر می‌کردند قدرتمندتر هستند با احتمال سه برابر بیشتر نسبت به گروهی که فکر می‌کردند کم‌قدرت‌تر هستند، حرف "E" را روی پیشانی‌شان می‌کشیدند. به گفته این پژوهشگران نتیجه تلویحی این یافته این است که افراد قدرتمند خودمدارتر می‌شوند و به دیدگاه دیگران نسبت به خودشان کمتر اهمیت می‌دهند.

یک بررسی سوم که در سال 2009 باز در Psychological Science منتشر شد، نشان داد افرادی که طوری تعلیم داده شده بودند که خودشان را افراد قدرتمندی تصور کنند، با احتمال بیشتری اعتقاد پیدا می‌کنند که بر یک موقعیت کنترل دارند- حتی اگر در فعالیتی کاملا تصادفی مانند تاس ریختن شرکت داشته باشند.

این پژوهشگران می‌نویسند:‌ "توهم تسلط شخصی بر همه چیز ممکن است یکی از شیوه‌هایی باشد که اغلب قدرت را به زوال می‌کشاند."

اگر همه این یافته‌ها را کنار هم بگذارید، می‌تواند دستورالعمل کاملی برای خودکامگی بنویسید:‌ اشتهای قدرت داشته باشید، توجه و گوش کردن به دیگران را متوقف کنید، و نهایتا شروع کنید به باوراندن به خودتان  که همه چیز حتی رویدادهای اتقاقی را تحت تسلط دارید.

اما ریچارد پتی، روانشناس از دانشگاه ایالتی اوهایو یادآور می‌شود که قدرت ماهیتی همیشه خوب یا همیشه بد ندارد.

پژوهش‌های او بیانگر آن است که قدرت باعث می‌شود که افراد به باورهایی که از قبل داشته‌اند، اعتماد بیشتری پیدا کنند.

پتی و همکارانش در یک بررسی در سال 2007 که در جورنال Personality and Social Psychology منتشر شد، از مشارکت‌کنندگان خواستند تا افکار مثبت و منفی‌شان را بنویسند و بعد به آنها طوری القا کردند تا احساس قدرتمندی بیشتری کنند. افرادی که از قبل افکار مثبت بیشتری را یادداشت کرده بودند، پس از این مداخله،‌ مثبت‌تر شدند، و افرادی که افکار تیره‌ای در ذهن داشتند، منفی‌تر شدند.

پتی می‌گوید: " قدرت هر چه در ذهن شما می‌گذرد را تقویت می‌کند. به نظر ما به همین علت است افراد قدرتمند ممکن است کارهای خوب بیشتری انجام دهند یا کارهای بد بیشتری."

منبع:

LiveScience

همشهری آنلاین

 

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/٢٢ توسط مجید کمالی نژاد | نظرات ()

واسه چی نماز بخونم .... مگه نمیگن نماز از فحشا و منکر نهی می کنه  پس چرا بعضی نماز خونها گناه میکنن .... چرا باید رو به قبله در وقت های مشخص و به شکل تعیین شده آن هم با کلمات عربی و نه به زبان خودمان نماز بخوانیم من دوست دارم به زبان خودمان و هر جوری که دوست دارم با خدام حرف بزنم اینجوری چه اشکالی داره ؟.... مگه نماز خوندن برای این نیست که آدم خوبی باشیم ؟ خوب راههای دیگری هم هست ، شاعر میگه  عبادت به جز خدمت خلق نیست  به تسبیح و سجاده و دلق نیست .... من دوست ندارم کاری انجام بدم که دلیل اون رو نمی دونم مگه زوره ؟ ....

آری این حرفها را ما کم و زیاد از بعضی جوانتــرها و متاسفـــانه از بعضـی بزرگتـرها  ( بزرگ شناسنامه ای ) شنیده ایم ، در این نوشته می خواهم پاسخی به این مطالب بدهم . انشالله جرقه ای باشد برای دلهای مشتاق و بقیه را خودشان تحقیق نمایند . قطعاً خداوند دلهای پاک و جستجوگر حقیقت را به راه راست هدایت می کند .

خداوند متعال در قرآن مجید فرموده است : ان الذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا  کسانی که در راه ما تلاش کنند راههای هدایت را به آنان نشان می دهیم .

 

اولاً خوبه بدونیم خدا نگفته نماز بخونید گفته نماز را بر پا دارید . نماز ستون دینه ، ستون رو هم نمی خونن بر پا می کنن .

_ ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر کاملاً صحیحه و اونکه نمازش مانع  فحشا و منکرش نمیشه ، نمازش از جنس اصل نیست بدلیه ، تقلبیه ، وسیله ریا و کلاهبرداریشه ( مگه از اسم آزادی و اسمها و چیزهای خوب دیگه سو استفاده نمی شه ، اتفاقاً از روی چیزهای خوب و مقبول تقلب می کنن ) و خدا در مورد این نماز خونهای ریا کار  و ... در سوره ماعون آیه 4 گفته وای بر نماز گزاران . یک چیز دیگه هم بگم ؟ کسانیکه امام حسین و سایر ائمه را به شهادت رسوندن نماز می خوندن ، ریش هم داشتند ، لباسشون هم مثل لباس پیامبر بود و خودشان را هم خلیفه مسلمین و امیر المومنین می دانستند حالا بخاطر  کار اونا باید نماز رو ترک کنیم ؟! یا اهل نماز باشیم

_  خدا خودش تو قرآن گفته هر طرف رویتان را بگردانید به طرف خدا هستید .  امّا حتماً عظمت نماز جماعت در کعبه رو دیدین که اون همه جمعیت به طرف یک مرکز رکوع و سجود می کنن حالا تصور کنین تمام مسلمونای این کره خاکی به اون جهت نماز بخونن،  یک جهت، یک هدف، یک راه، یک دل و یک معشوق و یک معبود، بدون تفرقه و چند جهتی .  در http://weblog4islam.blogfa.com میتونین بررسی علمی  اون رو هم ببینین .

_ اینکه آدم به هر زبونی و هر طوری که راحته با خدا حرف بزنه خیلی هم خوبه و خدا خودش گفته بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ، راز و نیاز و مناجات از این نوعند و نماز منافاتی با مناجات نداره و اینکه نماز باید یک شکل مشخصی داشته باشه دلایل خودش رو داره ، یکی اینکه زبان عربی زبان کاملیه و کلام خدا در قالب این زبان نازل شده و اصولاً کلمات در زبان اصلی خود معنای حقیقی خود رو دارن و وقتی ترجمه میشن از حق مطلب کم میشه ، اگه شما دو زبان بلد باشین این موضوع رو بهتر درک می کنین . اگه معنی نماز رو بدونیم و با عمق عبارات آن آشنا بشیم بهتر متوجه می شیم که کلمات عربی چقدر برای این مفاهیم مناسبترن . مثال آوردن از حوصله این مطلب خارجه و در منابع زیادی هم در دسترسه . جالبه کسائیکه این حرفها رو میزنن دو رکعت نماز به فارسی نخوندن و وقتی هم مطلب علمی راجع به شیمی ، فیزیک یا سایر علوم میخوان ارائه بدن میگن باید به زبان اصلی ارائه بشه چون در صورت ترجمه به اساس اون لطمه میخوره !!

_ نه نماز زوری نیست چون اساساً دین زوری نیست و خدا گفته اجبـــــاری در دیــن نیست و راه از بیراهه مشخص شده ( لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی ) حالا اگر بزرگترها میگن باید نماز بخونی از جنس اون بایـــد درس بخونی بایــد کار خوبی داشته باشی و و و   هستش و جای نگرانی نداره ،مفاهیم نماز اونقدر جذاب و گیرا هست که که اگه کسی اونو درک کنه دست از نماز نمی کشه .

_ خدای مهربون هر کس رو با توجه به تلاشش به خواستش میرسونه اگه کسی برای اینکه اسمش مطرح بشه کاری میکنه ، مطرحش میکنه ، بخواد به مقامی برسه می رسونه و ... خوب حالا اگه برای خدا نبوده طلبی نداره به خواستش رسیده  و حساب بی حساب . خدمت به خلق هم فقط اگه برای خدا باشه عبادته امّـــا اون عبادت که ستون دینه نماز خالصه و خدمت خالصانه به خلق هم از اون سرچشمه میگیره .

_ کسی که نماز نمیخونه بلکه مسخره هم میکنه مثل دانش آموزیه که نه تنها درس نمی خونه بلکه برای اینکه کم نیاره شیطونی میکنه و مسخره بازی در میاره تا دیگران رو هم مثل خودش کنه اما وقتی نتیجه ها رو دادن باید دو دستی بزنه تو سرش . اما جز خودش کی مقصره معلم خیلی خوب و دلسوزی داشته ، راهنمایی کرده ، جایزه در حالیکه مستحقش نبوده داده ،تشویق کرده ، در حد لازم تنبیه کرده و و و   اینجاست که به حال خود رها میشه تا چند روز الکی خوش باشه و بعد بدون اطلاع قبلی روزهای خوشش تموم شه . پدر و مادر و دیگران شاید مهم باشن ولی سرنوشت ساز نیستن چون آدمهایی در شرایط بدتر به مدارج بالاتری رسیدن.


رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعا



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/۱٤ توسط مجید کمالی نژاد | نظرات ()

میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند: 

میمون هایی که از مار نمی ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند. در همین حین صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار میمون هایی که از مار ها نمی ترسیدند «یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه عجیب تر این آزمایش این بود که حتی میمون های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با دیدن ترس سایر میمون ها آنها هم از مار ها ترسیدند.

 

نتیجه:

 ما از بعضی از چیزها می ترسیم چون آنها را با چیز های دیگری در ذهن مان به یکدیگر مرتبط می کنیم. مثلآ یک کودک بعد از شنیدن صدای ترسناک محکم بسته شدن درب در تاریکی از تاریکی خواهد ترسید.

 

------------------------------------------------------------------------------

 

قورباغه هایی که زنده زنده آب پز شدند: 

چند قورباغه را در ظرفی پر از آب جوش انداختند، آنها خیلی سریع از آب جوش به بیرون پریدند و خودشان را نجات دادند. وقتی همین قورباغه ها را در ظرف آب سرد قرار دادند و آرام آرام آب را به جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند چون نتوانستند عکس العملی به همان سرعت نشان دهند.

 

نتیجه: 

ما می توانیم تغییرات ناگهانی را بفهمیم و متقابلآ عکس العمل نشان دهیم اما وقتی این تغییرات در دراز مدت انجام می شوند وقتی متوجه می شویم که دیگر خیلی دیر است. یادمان باشد، نه عادت های بد یک شبه وجود کسی را فرا می گیرد و نه کسی یک شبه فرد دیگری می شود، همه چیز پله پله انجام می شود. مهم این است که گرم شدن آب را احساس کنید.

  

------------------------------------------------------------------------------ 

 

 موش های شناگری که غرق شدند: 

این بار تعدادی موش های صحرایی که بعضی آنها می توانند 80 ساعت مداوم شنا کنند آماده شدند. محققان قبل از اینکه آنها را در آب بیاندازند با کلک این باور غلط را در موش ها به وجود آوردند که آنها گیر افتاده اند. خیلی از موش ها تنها پس از چند دقیقه بعد از شنا کردن غرق شدند. نه چون نمی توانستند شنا کنند، بلکه چون فکر می کردند گیر کرده اند ناامید شده و دست از شنا کردن برداشتند و غرق شدند.

 

نتیجه: 

وقتی همه چیز به آن طور که می خواهیم پیش می رود ما هم با حداکثر توان مان تلاش می کنیم. اما بعد از اینکه سر و کله مشکلات بزرگ و کوچک پیدا می شود ناامید شده و دست از تلاش کردن بر می داریم، با وجود اینکه توان انجام آن را داریم.

 

 ----------------------------------------------------------------------------- 

سگ هایی که یاد گرفتند تلاش نکنند:

 تعدادی سگ در اتاقی قرار گرفتند که زمین آن می توانست شوک الکتریکی خفیفی به سگ ها وارد کند. دکمه ای روی دیوار اتاق بود که با فشرده شدن جریان را قطع می کرد. وقتی شوک وارد شد سگ ها بالا و پایین پریدند تا بالاخره یکی از سگ ها دکمه را زد و جریان قطع شد. سگ ها یاد گرفتند با زدن آن دکمه آن شوک ناخوشایند قطع می شود.

روی نصف گروه اول سگ ها همین آزمایش دوباره تکرار شد اما این بار دراتاق دیگری که دکمه ای الکی داشت و با زدن آن هیچ اتفاقی نمی افتاد و جریان همچنان ادامه داشت. بعد از این مراحل سگ هایی که در اتاق دوم بودند به اتاق اول (با کلید سالم) بازگردانده شدند و آزمایش تکرار شد. این بار هیچ کدام شان حتی سعی نکردند که دکمه را فشاردهند.

 

 نتیجه:

هیچ کس با نامیدی به دنیا نمی آید، بلکه ما بعد از اینکه چند بار شکست می خوریم «شکست خوردن» را یاد می گیریم و حتی به خودمان زحمت تلاش کردن نمی دهیم. اگر به مشکلی برخورده اید، مهم نیست دفعه چندم است که زمین خورده اید، باز هم بلند شوید و برای حل آن تلاش کنید. ممکن است کلید سالم باشد، فقط فشارش دهید!

 

jusef.biazar

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/۸ توسط مجید کمالی نژاد | نظرات ()

بیماری رفلاکس معده که متاسفانه برخی آن را درست تشخیص نمی دهند  ، بیماری شایع گوارشی است و علی رغم آنکه خیلی ها از آن رنج می برند،درمان ساده ای دارد که فقط با یک قرص ( که پزشک به شما خواهد گفت ) و همچنین پیشگیری که ذیلاً به شما گفته می شود قابل حل است .

ضمن تقدیر از جناب آقای دکتـــر رضا ملک زاده فوق تخصص گوارش و کبد و ریاست محترم بیمارستان شریعتی تهران که در تخصص خود فوق العاده حاذق می باشند ، مطالب زیر از گروه تحقیقات رفلاکس ... بییمارستان شریعتی تقدیم حضورتان می گردد .

 

 



ادامه مطلب...
.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
مجید کمالی نژاد
موضوعات
 
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
صفحات جانبي




تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.