کلاه شرعی

 هر کس که ادعای مصلح بودن دارد وقتی می خواهد بر خلاف شعارش کاری کند توجیه ای می تراشد به عنوان یک مثال ساده :  والدین به فرزندان می گویند دروغ نگو یید ، دروغگو دشمن خداست و بعضی از همین والدین هنگامیکه خود دروغ می گویند در مقام توجیه می گویند دروغ مصلحتی گفته اند و ایرادی ندارد ! شاید در محیط زندگی شخصی ، شغلی ،اجتماعی ، سیاسی ، بتوان بسیاری از این مثالها و نمونه ها را  ارائه کرد و البته محدود به مرز یا ملّتی هم نیست ! مثلاً بعضی مدعیان انساندوستی ، انسانهای بیگناهی را می کشند (حالا یا با هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری یا بمباران شیمیایی یا اتمی و ... )  و می گویند  این کشتار نبوده بلکه مصالح و منافع ملّی ایجاب می کرده ! و اتفاقاً ایشان مصلحان واقعی اند !!

بعضی متظاهرین به دین هم در این راستا برای آنکه هم به تمایلات نفسانی شان پاسخ دهند هم دکانشان بسته نشود کلاهی سر مردم (و در واقع سر خودشان می گذارند) که به کلاه شرعی معروف و شناخته شده است . متاسفانه بعضی عوام این حیله گری را می پذیرند و دین را که مطابق فطرت پاک انسان است را وارونه نشان می دهند . خوب است بدانیم خداوند عقوبت سختی برای کسانی که این شیوه و روش را در پیش می گیرند مقرر داشته حتماً داستان اصحاب سبت را در قرآن مجید خوانده اید :

و از آنها درباره ی (سرگذشت) شهری که در ساحل دریا بود سؤال کن و (به خاطر بیاور) هنگامی را که آنها در روز شنبه تجاوز (و طغیان در برابر قانون الهی) می کردند همان هنگام که ماهیانشان روز شنبه (که روز تعطیل واستراحت آنها بود) آشکار می شدند اما در غیر روز شنبه به سراغشان نمی آمدند این گونه آنها را به چیزی آزمایش کردیم که در برابر آن نافرمانی می نمودند ............ و هنگامی که در برابر فرمانی که به آنها داده شده بود سرکشی نمودند به آنها گفتیم به شکل میمون هایی در آیید و طرد شوید

اعراف١۶۶-١۶٣

در توضیح آیات فوق گفته شده عده ای از قوم یهود که در کنار دریا زندگی می کردند یکی از مهم ترین راه های کسب و کارشان صید ماهی از دریا بود و گویا به خاطر تعطیل مستمری که قبلا در روز شنبه در میان آنها معمول بود ماهیان در آن روز احساس امنیت بیشتری می کردندو در این روز بر روی آب ظاهر می شدنداما در روزهای دیگر که صیادان در تعقیب شان بودند به اعماق آب فرو می رفتند این موضوع خواه جنبه طبیعی داشته باشد و یا یک جنبه ی الهی و فوق العاده وسیله ای برای امتحان و آزمایش این گروه شد
در هر صورت فرمانی از طرف پروردگار توسط پیامبرشان ابلاغ شد که در روز شنبه هیچ کس حق صید ماهی ندارد اما دنیا پرستی بر آنها غلبه کرد و از فرمان الهی سرپیچی کردند ، در اینکه قانون شکنی را از کجا آغاز کردند بین مفسران گفتگوست اما از بعضی روایات چنین استفاده می شود که نخست دست به حیله ی به اصطلاح شرعی برای توجیه عمل خود زدند بدین صورت که با حفر حوضچه هایی فرعی در کنار نهرهای آب در روز شنبه ماهی ها را به این حوضچه ها هدایت می کردند و بعد راه ورودی را می بستند و سپس در روزهای بعد آنها را شکار می کردند و به خیال خودشان می گفتند خدا گفت در روز شنبه صید نکنیم ما نیز در روز شنبه صید نکردیم بلکه فقط ماهی ها را در حوضچه ها محاصره کردیم کم کم به آنجا رسید که در روز شنبه تور ها و قلاب های خود را به آب می انداختند و در روز های دیگر بیرون می کشیدند و در آخر کارشان به جایی رسید که دیگر به طور علنی و بدون هیچ توجیهی در روز شنبه به صید مشغول می شدند.

 علاوه بر ضرورت امر به معروف و نهی از منکر (که در بین آیات فوق مطرح و چون موضوع بحث نبوده از آن صرف نظر شده ) از این آیات می توان استنباط کرد توسل به حیله در برابر فرامین الهی موجب تجری و گستاخی انسان و کوچک شدن گناه در نظر او می شود و انسان را به ورطه ای می کشاند که دیگر به طور علنی و بی پرده دست به گناه می زند و در یک جمله متوسل شدن به حیله های به ظاهر شرعی در نزد خداوند متعال به طور کلی مردود و غیر قابل پذیرش است

/ 2 نظر / 11 بازدید
بی نام در حا حاضر

سایت خیلی خوبی دارید خدا انشاالله جواب توجیه کردن مردم را به شما بدهد.اگر می شود مطالبی در مورد انواع گناه بنویسید.[هورا][منتظر][لبخند]

شهرآشوب

يه روز داشتم تلويزيون مي ديدم. مهمان اون برنامه ي خاص گفت اگه مي خواهيد دروغ بگيد يه جوري بگيد كه راست باشه. يعني همون گفتن ماجرا به شكلي كه هم واقعيت باشه هم نباشه. و روايتي رو از حضرت علي (ع) نقل كرد كه يه روز امام بر روی سنگی نشسته بودند که می بینند پسری جوان در حال فرار است ایشان می فهمند که این پسر بی گناه است و گناهی ندارد پس پا می شوند و می روند آن ورتر بر روی سنگی می نشینند و رویشان را بر می گردانند پس از چند ثانیه دو نفر که می خواستند آن پسر بگیرند و اذیّت کنند از راه می رسند. پیش حضرت می آیند و می گویند شما پسری در حال فرار ندیدید و ایشان می گویند : (( از وقتی این جا نشسته ام کسی را ندیده ام )) حالا ما هم از اين قضيه كمال سوء استفاده رو مي كنيم. زنگ مي زنيم به طرف . طرف از اتاقش ميره بيرون و به منشي اش ميگه بگو تو اتاق نيست. طفلكي راست گفته ولي كار ارباب رجوع رو هم راه ننداخته. به اين ميگن كلاه شرعي.....[وحشتناک]